ابراهيم عاملي ( موثق )

409

تفسير عاملي ( فارسي )

و فرزندشان تو را شگفت نارد كه خدا خواهد در زندگى به آن آزارشان كند و به ناگوارى بميرند [ چه رنج فراهم كردن كشند و به اندوه بنهند و بروند ] 56 سوگند به خدا ياد كنند كه از دسته ى شما هستند ولى نه آنها با شما باشند كه مىترسند و آرام ندارند 57 و اگر پناهگاهى يا غار كوهى و يا سوراخى در زمين بيابند از شما بگردند و بىاختيار به سوى آن روند . سخن مفسّرين : « وَلا تَفْتِنِّي » 49 آلوسى در روح المعانى : حسن بصرى و قتاده گفته‌اند : يعنى به من تكليف مكن كه شايد نپذيرم و نافرمان و عاصى شوم ، و بعضى گفته‌اند : يعنى من را گرفتار زيان و ضرر مكن كه كسى ندارم به كار زندگيم برسد و اموال و زن و بچه‌ام را مواظبت كند . ابو مسلم گفته است : يعنى من را گرفتار آزار گرما مكن ، و بعضى قاريها « تفتنّي » با ضمّ تاى اوّل خوانده‌اند و در معنى تفاوت ندارد . مجمع : ابن عبّاس گفته است : مرا به رنج و آزار عشق « بنات الاصفر » « زنهاى روم » گرفتار مكن . و فرّاء گفته است : مردى حبشى به ناحيه اى از روم مسلَّط شد و چند دختر در آنجا داشت كه از سفيدى روم و سياهى حبشه تركيب شده رنگ زرد مايل به سياهى داشتند از اين جهت آنها را « بنات الاصفر » ناميدند ، يعنى دختران زرد . « أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا » 49 ابو الفتوح نوشته است : ايشان در فتنه افتاده‌اند يعنى در كفر و فتنه ى دوم كفر است ، حقّ تعالى گفت بر سبيل تعجّب : اين نيك مرد را نگر كه مىترسد كه در حرج نظر روميان افتد و او خود در درياى كفر غرقه شده است آن را فتنه مىداند و كفر را فتنه نمىداند . « إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ » - تا آخر 50 طبرى : ابن عبّاس و مجاهد گفته است : يعنى اگر در سفر جنگ تبوك براى تو خوشى و فتح و ظفر باشد ، جدّ بن قيس و دوستان او اندوهناك مىشوند و اگر شكستى باشد خوشحال مىشوند و مىگويند احتياط كرديم و دورى از همراهى آنها .